X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1384
شاید دوباره فردا...
غروب است.
مرد با شور و اشتیاق از خانه بیرون می آید.
«یک کوچه ی تنگ٬
 عابری خسته از دم و بازدم دود سیگار ٬
کودکی بادبادک به دست ٬
گربه ای روی دیوار همسایه ٬
ذرات معلق مرگ در هوا ٬
و سکوت ... سکوت... و باز هم سکوت!»
مرد ٬تنها٬خسته و افسرده به خانه برمی گردد.
 شاید دوباره فردا...!